X
تبلیغات
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
♥★☂ღترلانღ☂★♥


♥★☂ღترلانღ☂★♥





ای کــاش زندگی دنده عقــــــــب داشت


آرشـــیـــو تـــرلان


نويسنده


دوسـتــــان تــــــــرلان


دوسـتــــان تــــــــرلان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :

....خــــــــــــــدا

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

شبا وقتی که بیداری

خدا هم با تو بیداره

تا وقتی که نخوابی تو

ازت چش ور نمیداره

خدا می‌بینه حالت رو

خدا میدونه حست رو

از اون بالا میاد پایین

خدا می‌گیره دست رو

خدا میدونه تو قلبت

چه اندازه تو غم داری

خدا میدونه تو دنیا

چه چیزی رو تو کم داری

خدا نزدیک قلب توست

با یک آغوش وا کرده

نذار پلک‌هاتو روی هم

اگه قلبت پره درده

خدا رو میشه حسش کرد

توی هر حالی که باشی

فقط باید تو با یادش

توی هر لحظه همراشی



نويسنده: ترلان مورخ: پنجشنبه 12 اردیبهشت1392 در ساعت: 2:2
|+|

... یه سال دیگه هم گذشت.... سال نو مبارک

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

...سال نو می شود...زمین نفسی دوباره می کشد

برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند

 …و پرنده های خسته بر می گردند و در این رویش سبز دوباره

...من...تو...ما

...کجا ایستاده اییم...سهم ما چیست؟

نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟

زمین سلامت می کنیم

و ابرها درودتان باد

و

چون همیشه امیدوار

…و سال نو مبارک

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


...بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد

          

نويسنده: ترلان مورخ: سه شنبه 6 فروردین1392 در ساعت: 21:45
|+|

...بیست و سه سالگیم مبارک

نایت اسکین

! خــــــــــــدا­ی من

نه آن قدر پاکم که کمکــــم کنی و نه آن قدر بدم که رهـــایم کنی

! میــــــــان این دو گمم

هم خــــود را و هم تــــــو را آزار میدهم

هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنـــــــــی باشم که تو خواستی و

هــــــرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهـــــــایم کنی

! آنقدر بــی تو تنهــــــا هستم که بی تو یعنی “هیــــچ” یعنی “پـــــوچ”

... خـــــــــدایا هیــــــــچ وقت رهـــایم نکن


بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

...............پیر شدیم رفت

...اومدم بگم 23 سالگیم مبارک


نويسنده: ترلان مورخ: سه شنبه 22 اسفند1391 در ساعت: 22:57
|+|

...یه تیکه زمین

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد

ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد

کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن

یه روزی هر کسی باشن حساباشونو پس می دن

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست

پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست

سر آزادگی مردن ته دلدادگی میشه

یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه

کنار سفره ی خالی یه دنیا آرزو چیدن

بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن

نذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه

خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه

کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن

گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن

جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم

همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم


نويسنده: ترلان مورخ: سه شنبه 17 بهمن1391 در ساعت: 20:32
|+|

...دلم گرفت از آسمون


دلم گرفت از آسمون

هم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقدر غمه

دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی

تلخه بهت هر چی بگم

من به زمین و آسمون

دست رفاقت نمی دم


امشب از اون شبهاست که من

دوباره دیوونه بشم

تو مستی و بی خبری

اسیر میخونه بشم

امشب از اون شبهاست که من

دلم می خواد داد بزنم

تو شهر این غریبه ها

دردم رو فریاد بزنم


از این همه دربه دری

تو قلب من قیامته

چه فایده داره زندگی

این انتهای طاقته

از این همه در به دری

به لب رسیده جون من

به داد من نمیرسه

خدای آسمون من



نويسنده: ترلان مورخ: چهارشنبه 20 دی1391 در ساعت: 0:3
|+|

تو چه گفتی سهراب؟

تو چه گفتی سهراب؟

...قایقی خواهم ساخت

با کدوم عمر دراز؟

نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند

با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد

سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت

پس بگو ای سهراب ... شعر نو خواهم ساخت

.... بیخیال قایق

.... یا که میگفتی

تا شقایق هست زندگی باید کرد؟

این سخن یعنی چه؟

با شقایق باشی.... زندگی خواهی کرد

ورنه این شعرو سخن

یک خیال پوچ است

... پس اگر میگفتی

تا شقایق هست، حسرتی باید خورد

جمله زیباتر بود

... تو ببخشم سهراب

که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، انتقادی کردم

بخدا دلگیرم، از تمام دنیا، از خیال و رویا

بخدا دلگیرم، بخدا من سیرم، نوجوانی پیرم

زندگی رویا نیست

زندگی پردرد است

!زندگی نامرد است، زندگی نامرد است


نويسنده: ترلان مورخ: شنبه 18 آذر1391 در ساعت: 22:19
|+|

.....دلم تنگ بچگی هایم است


نایت اسکین

...چه مشتاقانه از دنیای کودکی به سوی آینده دویدم

...تا برسم به جایی که با مرور خاطراتم

...بی تاب بازگشت

...به دنیای بازیگوشی های کودکانه شوم

به زمانی که
؛

...به دنبال شاپرک بدوم به هوای رسیدن نه گرفتنشان

در گوش قاصدک زمزمه کنم و روانه اش کنم با یک فوت

یواشکی زیر باران بروم، خیس شوم، تب کنم، لوس شوم

...در دامن مادر بنشینم، سر روی پای پدر بگذارم

...به هوای آغوشی، خودم را به خواب بزنم یا

!از روی تاب خود را پرت کنم

با هم بازی هایم جیغ بکشم، دست به یکی کنیم

...در خانه ها را بزنیم و بگریزیم

،به رهگذران غریب و آشنا سلام کنیم

...آتش ببارانیم و آب بازی کنیم

!!! چقدر دلم تنگ است

...برای سادگی، کم توقعی،بی خیالی های کودکی

...برای بچگی کردن

اما تقویم، پلهای پشت سر را خراب کرده

!راه بازگشتی به گذشته نیست مگر با خیال و خاطره

نويسنده: ترلان مورخ: سه شنبه 30 آبان1391 در ساعت: 15:32
|+|

هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟!

نایت اسکین

...خدا می داند، ولی

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد

و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت


!آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود

... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود

سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت

اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند


خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح

آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم


خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم

و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست

...چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است


نويسنده: ترلان مورخ: دوشنبه 15 آبان1391 در ساعت: 21:14
|+|

...دنگ ... ، دنگ


بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

...دنگ... ، دنگ

ساعت گیج زمان در شب عمر

.می زند پی در پی زنگ

زهر این فکر که این دم گذر است

می شود نقش به دیوار رگ هستی من

لحظه ام پر شده است از لذت

.یا به زنگار غمی آلوده است

لیک چون باید این دم گذرد

پس اگر می گریم

.گریه ام بی ثمر است

و اگر می خندم

خنده ام بیهوده است

...دنگ... دنگ

لحظه ها می گذرد

. آنچه بگذشت ، نمی آید باز

قصه ای هست که هرگز دیگر

.نتوان شد آغاز

مثل این است که یک پرسش بی پاسخ

. بر لب سرد زمان ماسیده است

تند بر می خیزم

تا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز

، رنگ لذت دارد ، آویزم

: آنچه می ماند از این جهد به جای

. خنده لحظه پنهان شده از چشمانم

: و آنچه بر پیکر او می ماند

. نقش انگشتانم

... دنگ

. فرصتی از کف رفت

. قصه ای گشت تمام

لحظه باید پی لحظه گذرد

، تا که جان گیرد در فکر دوام

، این دوامی که درون رگ من ریخته زهر

و رهاینده از اندیشه من رشته حال

وز رهی دور و دراز

. داده پیوندم با فکر زوال

، پرده ای می گذرد

: پرده ای می آ‌ید

، می رود نقش پی نقش دگر

. رنگ می لغزد بر رنگ

ساعت گیج زمان در شب عمر

: می زند پی در پی زنگ

...دنگ...، دنگ... دنگ


نويسنده: ترلان مورخ: دوشنبه 1 آبان1391 در ساعت: 20:25
|+|

....نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد

! نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد


! نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد

! نباید بی تفاوت

! چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد

! کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند

. . . نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم

! به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد


نويسنده: ترلان مورخ: یکشنبه 16 مهر1391 در ساعت: 19:0
|+|